ایران از نظر تنوع قومیتی یکی از شاخصترین کشورهای جهان است ،شرایط جغرافیایی وتاریخی ایران همواره بستری را فراهم ساخته تا اقوام مختلف قرنهای متمادی در کنار یکدیگر زندگی کنند واز یگانگی وتمامیت ارضی وسرزمینی آن دفاع کنند .اقوام ایرانی با تفاوتهای زبانی ویا مذهبی ودینی که بارزترین شاخصهای تمایز آنها در گستره سرزمینی ایران است همگی در موضوع وحدت سرزمینی وملی با یکدیگر اتحاد داشته ودارند، شواهد تاریخی بسیاری موید این واقعیت است.در قرون اخیرواز دوره روی کار آمدن سلسله صفویه تا کنون هرگاه ایران از جانب بیگانگان مورد تهدید قرار گرفته تمام قومیتهای ایرانی اعم ترک وکرد وبلوچ وعرب وترکمن و...شیعه یا سنی ،مسلمان یا غیر مسلمان با اتحاد حول محور سرزمین مشترک در مقابل دشمن صف آرایی کرده ودر راه وطن جانفشانیهای فراوان نموده اند. بنابراین وجود قومیتهای مختلف در ایران همواره عامل حفظ امنیت وثبات ملی در ایران بوده است .سلسله های ایرانی چه با منشا تاجیک یا ترک یا لر پس از قدرت گیری همواره حافظ تمامیت ارضی کل ایران بوده اند نه منافع خاص ایلی وطایفه ای چرا که اندیشه سیاسی ایرانی در حوزه حکومت در طول تاریخ همواره معطوف به کلیت سرزمینی ایران بوده نه بخشی از آن وکارگزار این اندیشه متعالی اقوام ایرانی بوده اند.این تنوع قومیتی علاوه بر این، زیباییهای منحصر به فردی را نصیب سرزمین ایران نموده است، تنوع در پوشاک،آداب ورسوم،زبان وشیوه زندگی در کنار یگانگی عناصر فرهنگی مردمان ایرانی موضوعیست که هر محقق یا بیننده ای را مقهور زیباییهای خاص خویش میکند،بنابراین حفظ وپاسداشت عناصر وشاخصه فرهنگی اقوام مختلف ایرانی هم مسئله ای است که همواره باید مورد توجه واهتمام باشد.
تجددو نوگرایی درایران دوره قاجار:تهدید یا فرصت
تجدد ونوگرایی در ایران عصر قاجار موضوع بسیار مهمی در بررسی وتحلیل تاریخ ایران در این دوره است. بعضیها به این بحث با تعصبی طرفدارانه می نگرند و اقدامات صورت گرفته در راستای تجدد در این دوره را تمام و کمال می ستایند و آن را سرمنشا توسعه و پیشرفت ایران می دانند و مقاومتهای صورت گرفته در مقابل این اندیشه ها را محکوم میکنند. بعضی دیگر در بررسی و تحلیل جریانات نوخواهانه در این دوره از منظری معکوس آن را محکوم کرده و این اندیشه ها را دستاویز کشورهای استعمارگر غرب برای تسلط بر کشورهای شرقی واسلامی دانسته و پدیده ای شوم برای ملل اسلامی و توسعه نیافته قلمداد میکنند. این عده عناصر برجسته نوخواهی در ایران را همراهان غرب در چپاول ثروتهای مادی و معنوی کشور میدانند. امابه نظر میرسد نوگرایی و تجددخواهی در ایران عصر قاجار برآمده از یک جبر تاریخی بوده است که خواه یا ناخواه ایران آن روز باید به آن تن در میداد.اجباری که در آن دوره تاریخی ایجاب میکرد تا جامعه و دستگاه حاکمه ایران با تحولات تکنیکی و فکری غرب که سر زده و بدون دعوت به میهمانی جهان شرقی آمده بود آشنا شده و توانمندیهای خود را که اینک در مقایسه با تمدن غربی بسیار محدود و ضعیف می دید با استفاده از دانش و تجربیات آنها ارتقا دهد. اما آن چیزی که جامعه و طبقه نخبه ایران را در رسیدن به آروزها واهداف نوگرایی با مشکل مواجه کرد، اصل نوخواهی و تجدد طلبی نبود بلکه برداشتها و تفاسیر ارائه شده از سوی متجددین در این زمینه بقدری غیر بومی و بدور از سطح آگاهیهای جامعه بود که باعث شد روند تجدد در ایران نتیجه ای عکس دهد و به منازعات درونی در سطح دستگاه حاکمه وجامعه انجامد.علاوه بر این انتقال این افکار به جامعه سنتی ایران در یک برهه زمانی خاص ،بسرعت ،بی مقدمه و بدون بررسی از نقطه نظر تناسب با ارزشها،هنجارها و باورهای مردم صورت گرفت در حالیکه عناصر تجدد و نوگرایی باید به آرامی با سنتها،ارزشها و هنجارهای جامعه در ابعاد مختلف تطبیق میافت نه آنکه به یکباره باورها و سنن جامعه طرد گشته و بسرعت از اساس وریشه مورد تغییر قرار گیرند. این اشتباه طبقه روشنفکر وکم تجربه ایرانی آن زمان در نخستین تلاشهایش در راه نوگرایی بود.بنابراین واکنشها و مقاومتهای اجتماعی صورت گرفته در مقابل این جریان طبیعی و حق مسلم طبقه عامه سنت گرا بود.این مقاومتها توسط گروه های برجسته سنتی جامعه هدایت میشد ،روحانیت مدافع ارزشهای دینی بود و دربار مدافع ارزشهای پادشاهی و سلطنت .این منازعات از آن دوره تاکنون حیات فکری جامعه ایرانی بویژه برجستگان سنتی ومتجدد جامعه را عرصه کشمکش ومجادله ساخته و توسعه و پیشرفت کشور را که هدف همه گروهها وطبقات فکری است تحت الشعاع قرار داده است وبهره های فراوانی را نصیب بدخواهان این مرز وبوم نموده است.ذکر این نکته اهمیت دارد که بسیاری از عناصر فکری و فرهنگی جوامع شرقی از جمله ایران از گذشته های باستانی تا به امروز چراغ راه غربیان برای توسعه و تعالی بوده است، آنها ثروتهای فکری ما را با تدبیر و زیرکی غربی کردند بنابراین لازم است با استفاده از تجربیات گرانبهای تاریخی در این زمینه اندیشه هاو تکنولوژی سودمند غربی پس از مطالعه وبررسی دقیق بومی گشته وآنگاه در بستر جامعه جاری گردد بی آنکه بی چون وچرا و بهمان شکل غربی الگوبرداری صرف شوند که در آن صورت بجای فراهم آوردن فرصت برای توسعه تبدیل به تهدید میگردند.

